مدیران آنلاین

مجله الکترونیکی در زمینه مدیریت
تاریخ آخرین بروزرسانی : 15 مرداد 1393

با اشتراک در سایت مدیران آنلاین ، به بیش از هزار مطلب طبقه بندی شده مدیریتی ، دسترسی خواهید داشت .
تبلیغات
مقاله ->مدیریت نوآوری
موانع برنامه ریزی نوآورانه در سازمان
آمار
تعداد فایل ها :0
تعداد نظرات :0
امتیاز :


تاکنون کتاب ها و مقالات زیادی در حوزه برنامه ریزی منتشر شده است، اما شکست هایی که بویژه طی سال های اخیر در شرکت ها و سازمان ها شاهد آن هستیم، نشان می دهند که کوتاهی در تفکر و برنامه ریزی به شیوه باز، نوآورانه و مبتنی بر یادگیری، هزینه زیادی را به سازمان ها تحمیل کرده است. در این مقاله سعی شده تا با استناد به یکی از جدید ترین و جسورانه ترین منابع موجود در این زمینه، به معرفی آن دسته از عواملی پرداخته شود که مانع از تهیه برنامه ای سودمند برای موفقیت سازمان می شوند. این مقاله برای افرادی نوشته شده که درگیر برنامه ریزی برای آینده سازمان های خود بوده (همه سطوح) و به دنبال دست یابی به مرجعی سریع و آسان برای برخی مفاهیم برانگیزاننده ای هستند که تفکر خلاق را هرچه بیشتر، تثبیت و موفقیت آتی افراد و سازمان ها را تضمین می کند.

در حالی که گروه ها و مدیران برای طراحی آینده شرکت ها یا سازمان های خود به سختی کار می کنند، استراتژی هایی پیش پا افتاده، محدود، فاقد خلاقیت و اغلب خطرناکی را که تقریبا محکوم به شکست هستند، برای موفقیت خود برمی گزینند. در بیشتر مواقع، تفکر کهنه با ایده های دست نیافتنی یا محدود عجین شده و دست در دست مسائل سیاسی و ترس آشکار از آینده نامطمئن، باعث می شود تا افراد هوشمند و سختکوش، تصمیماتی ضعیف اتخاذ کنند.

تقریبا در تمامی شرکت ها و سازمان ها، همواره با سه موضوع زیر به عنوان موانع کلی تفکر و برنامه ریزی نوآورانه مواجه می شویم:

۱) نیازهای کوتاه مدت که در کسب سود یا کاهش هزینه متجلی بوده و توانایی تفکر بلندمدت را سلب می کند.

۲) اشتیاق و احساس ایمنی که در تقلید از رقبا، مانع نوآوری واقعی می شود.

۳) حفاظت از سرمایه گذاری ها و هزینه های صرف شده ای به مثابه اجتناب از سرمایه گذاری جدید که نوعی احساس امنیت یا هاله ایمنی ایجاد کرده و به نابودی خلاقیت می انجامد.

این موانع، غالبا به دلیلی مشخص ایجاد می شوند، آنها دربردارنده «نتایج زودبازده» هستند. با این وجود هیچ سازمانی نمی تواند در درازمدت تنها با توسل به نتایج زودبازده، به تمامی قابلیت های خود برسد. رقابت و روند بلندمدت و اجتناب ناپذیر تخریب خلاق (حتی اگر شما و رقبا، انقلابی در کسب و کار راه بیندازید) مستلزم آن است که برنامه ریزی استراتژیک جدی گرفته شود. به همین دلیل است که با وجود دشوار بودن موانع، سازمان ها هنوز هم باید برای برنامه ریزی وقت صرف کنند. صرف وقت در این زمینه، بسیار باارزش است زیرا می تواند ایده ها و برنامه هایی خلاقانه تر و نوآورانه تر به بار آورد.

از لحاظ تاریخی، ایده های نوین قدرتمند ترین نیرو در طول دوران تاریخ بشر بوده است. ایده های بنیانی برای خلق چیزهای جدید، پیوسته موجودیت انسانی را به پیش برده اند. بنابراین، اندیشه پایه خلق سازمان های ما و آینده آنهاست. ریشه بسیاری از برنامه ریزی راهبردی ضعیف و غیردقیق، نداشتن تفکر مناسب و ایده پردازانه است. اگر به دنبال برنامه ریزی نوآورانه هستیم، بهتر است که دریابیم اندیشه های بکر و انگیزشی، قبلا در کجا وجود داشته اند. باید به دنبال منبعی برای اندیشه های غنی باشیم که سست و بی پایه نبوده و از طرفی به سهولت نیز قابل استفاده باشند.



● برنامه ریزی به منزله تفکر سازمانی

برنامه ریزی، اساسا فرایندی فکری است. ریشه برنامه ریزی ضعیف و غیردقیق، نداشتن تفکر مناسب و ایده پردازانه است. بنابراین نباید به برنامه ریزی به عنوان فرایندی کنترلی نگاه کرد. چرا که برنامه ریزی در واقع نوعی فرایند یادگیری پویاست. شیوه ای است تا سازمان یاد بگیرد راه پیش روی خود را چگونه طی کرده و از طریق اتخاذ تصمیمات مناسب، به نحوی مؤثرتر، رقابت کند. کیفیت و اثرگذاری هر برنامه استراتژیک، به وجود رویکرد مبتنی بر یادگیری وابسته است. استراتژی، مستلزم پیاده سازی تفکر در صحنه عمل است و هم از این رو، بخش محوری فرایند تبدیل ایده به عمل و واقعیت است. صورت بندی استراتژی، مستلزم داشتن تفکر کاربردی در خصوص خلاقیت و حل مسئله است. برنامه ریزی یعنی یادگیری و یادگیری یعنی برنامه ریزی. برنامه یادگیری باید دستاورد اصلی برنامه استراتژیک مناسب باشد. برنامه ریزی استراتژیک یعنی فرایند تفکر درباره آنچه که سازمان نیاز دارد تا بیاموزد. برنامه استراتژیک مجهز به مؤلفه یادگیری، روشی اثربخش است که سازمان می تواند قوی تر، خلاق تر و نوآورانه تر عمل کند. نقش برنامه ریزی، پشتیبانی از یادگیری سازمانی و انعطاف پذیرسازی سازمان است تا به عنوان مزیتی رقابتی، خود را با تغییر سازگار کند. وظیفه برنامه ریزی، خلق فرایندی تعاملی و مستمر است تا سازمان بتواند با محیط سازگار شود.



● توجه یک جانبه به نیازهای کوتاه مدت

یکی از موانع تفکر و برنامه ریزی نوآورانه، توجه صرف به نیازهای کوتاه مدت سازمانی است. در این حالت، دغدغه ذهنی رهبران سازمانی، کسب سود یا کاهش هزینه است. به زعم برخی رهبران، کسب نتایج زودبازده، راهی جز این ندارد اما تکیه بر کمیت، عدد و رقم و نیز غافل شدن از محتوا و درونمایه ای که منجر به این اعداد و ارقام می شود، خطرات بسیاری برای سازمان در پی خواهد داشت. عمده ترین کاستی، دامن زدن به تفکر کوتاه مدت است. در این حالت، هدف سازمان بر دستیابی هرچه سریعتر به اعداد مورد نظر، تمرکز می یابد. دارایی های فیزیکی، جایگاهی مهم تر می یابد و هزینه کردن در آن، به دلیل استعداد تبدیل سریع به پول و زودبازده بودن نتیجه، سرمایه گذاری به حساب می آید، اما هرگونه سرمایه گذاری در نامشهودها، به دلیل عدم بازدهی سریع در دوران عمر کاری یک مدیریت، هزینه به نظر آمده و در اولویت قرار نمی گیرد.



● ساده انگاری

یکی از موانع تفکر و برنامه ریزی نوآورانه، گرفتار شدن در دام تفکر دوگانه است. تفکر دوگانه یعنی برخورد ساده انگارانه با پدیده ها و واقعیت های عینی، اتخاذ یک موضع و پافشاری بر آن و اسیر شدن در چارچوب ذهنی صفر و یک. برخورد ساده انگارانه با پدیده ها، خلاقیت و نوآوری را از بین می برد. برنامه ریزی ضعیف، یعنی اتخاذ یک موضع و قدرت بخشیدن به آن در سازمان به گونه ای که بر تفکر، برنامه ریزی و فرایندهای خلاقیت پروری و ایده پردازی افراد مسلط شود. چنین تفکری، به نوعی تحویلی گری منجر می شود زیرا وحدت حقیقی یک پدیده، به قسمت های مجزا تفکیک و همین امر سبب درک اشتباه روابط علت و معلولی می شود. درغلطیدن در هر نوع چارچوب فکری صلب و انعطاف ناپذیر، خود به خود به «گزینش دلخواه» اندیشه ها و افکاری می انجامد که فرد با آن خو گرفته و برای او کاملا جا افتاده، پذیرفته شده و ارزشمند است. بدیهی است که مورد هجوم قرار گرفتن قالب ها و الگوها، حالتی از نادانستگی ایجاد می کند و همین امر باعث ترس و در نتیجه مقاومت پنهانی فرد می شود.

برای نیل به یک برنامه ریزی استراتژیک موفق در سازمان، باید قالب های ذهنی دوگانه ای را که به تحلیل «یا این یا آن» می انجامند، شکست. در ذهن داشتن و مورد توجه قرار دادن همه جانبه های واقعیت عینی پدیده ها، به تفکر و تحلیل و یادگیری «هم این و هم آن» می انجامد. در این صورت، در فرایند برنامه ریزی استراتژیک، از سرعت بی مورد و اجماع عجولانه پرهیز می شود.



● تفکر قالبی

یکی از آفات مضر تفکر و برنامه ریزی نوآورانه، داشتن تفکر کهنه، قدیمی، قالبی و تقلیدی است. در موارد بسیاری مشاهده می شود که مدیران سازمان ها برای طراحی آینده سازمان خود بسختی تلاش می کنند، اما برای تحقق موفقیت برنامه های استراتژی پیش پا افتاده، محدود، فاقد خلاقیت و اغلب خطرناک را برای دستیابی به موفقیت برمی گزینند. دلیل این مسئله، وجود قالب های کهنه تفکر است که با ایده های دست نیافتنی یا محدود عجین می شود. محدود کردن دایره تمرکز و تفکر، گرچه درک آنچه را که موجود است آسان می سازد، اما به نوعی ساده سازی بیش از حد می انجامد که ریشه تفکر خلاقانه را در سازمان می خشکاند. برای باز کردن فضای تفکر و نگرش در فرایند برنامه ریزی، می بایستی حتی به ایده های به ظاهر کوچک و بی اهمیتی که توسط گروهی کوچک از افراد ارائه می شوند، توجه کرد. گاه ممکن است که این ایده ها و نکته ها، رابطه ای مستقیم و روشن با موضوع نداشته باشند. اما تغییر منظر و نوع نگاه باعث می شود تا ظرفیت های بیشتری برای رصد ایده ها و احتمالات جدید به وجود آید. این نوع نگاه از زوایا و منظرهای متفاوت و گوناگون، نوعی نگاه منشوری بوده و باعث بروز دیدگاه هایی متفاوت می شود. گردهم آمدن افراد با عقاید، افکار، سوابق و نگاه های متعدد و مختلف در کنار یکدیگر، باعث می شود دید کلان نگری بر فرایند برنامه ریزی استراتژیک حاکم شود.



● نداشتن قصد قوی و روشن

گرچه هیچ قصد و نیتی به خودی خود تاثیرگذار نیست، اما داشتن قصد قوی و روشن، انرژی آفرین بوده و برای خلق واقعیت و آینده ای که در پی آن هستیم عاملی موثر است. قصد ما، برداشت ما را تنظیم می کند و بنابراین، درک ما را از واقعیت شکل می دهد. نحوه تعریف و تشریح پدیده ها و رخدادها از نظر ما، تعیین کننده چگونگی آنهاست. به همین علت است که افراد با قصد های مختلف می توانند واقعیت های مختلفی را از شرایط و محیط واقعی همسان، خلق کنند. تاثیرپذیری واقعیت از قصد ما، چیزی جز نقطه نظر ما درباره آن نیست.

محیط کسب و کار می تواند به هر دلیلی و در هر لحظه ای تغییر کند و راه را برای امکان پدید آمدن احتمالات کاملا جدید بگشاید. گاه باید با نگرش ها از جهات مختلف درپیچید و فرضیات، باورها، ارزش ها و واقعیت های مسلم را به چالش فراخواند. پذیرش محدوده وسیع احتمالات، برای خلق محصولات و خدمات جدید و موفق، ضروری است.



● انعطاف ناپذیری

مسیر حرکت شتابناک سازمان ها در عصر حاضر، بسیار پرفراز و نشیب است. از جمله عواملی که باعث عدم پیش بینی چگونگی تغییرات می شود، اصرار بر ماندن در موقعیت یا جهتی خاص است. امروزه، اصل عدم قطعیت که در فیزیک کوانتوم مورد توجه قرار گرفته است، در مسائل مدیریتی و از جمله برنامه ریزی استراتژیک نیز مدنظر است. مطابق این اصل، محدودیت هایی در درک دقیق واقعیت ها وجود دارد. مثلا، درک کامل ویژگی های یک ایده، باعث می شود تا درکی کامل از روند تکامل و دگرگونی آن ایده نداشته باشیم. در حوزه تفکر نیز اگر بر محتوای فکر تمرکز کنیم، جهت تفکر را از دست می دهیم. توجه به اصل عدم قطعیت در برنامه ریزی استراتژیک سازمان، نشان می دهد که سازمان ها به یادگیری نیاز دارند زیرا هر پاسخ درست، تنها در زمینه ای محدود درست است. اهمیت ذهنیت باز برای یادگیری در این است که امکان تنظیم مجدد سازمان بر اساس محیطی تغییریافته را فراهم می آورد. یادگیری، منجر به انعطاف پذیری می شود و انعطاف پذیری درهای خلاقیت و نوآوری را می گشاید. توانایی تغییر کردن سریع تر در مقایسه با رقبا، مزیت رقابتی قابل توجهی است.

آموخته ها می بایستی منجر به تغییر شوند. سیستم ها باید دائما خود را در حالت توازن نگه دارند. وضعیت های خارج از توازن، موقعیت های جدید متوازن و متعادل را گسترش می دهند. مشارکت، نگرش و اعمال ما، بر حالت توازن در چرخه مستمر بازخورد تاثیر می گذارد. انعطاف در برابر جریان مستمر اطلاعات حاصل از چرخه بازخورد، امری ضروری است.



● نگرش نادرست نسبت به محیط

درک صحیح و مطابق با واقع از محیط کسب و کار، اساس برنامه ریزی استراتژیک و تعیین درست مسیر حرکت در محیط است. محیط کسب و کار، ماهیتی زنده دارد. اگر چنین درکی نسبت به محیط وجود نداشته باشد، رابطه ای پویا، زنده و فعال با محیط، تعریف و ترسیم نخواهد شد. نقش برنامه ریزی، پشتیبانی از یادگیری سازمانی و انعطاف پذیری سازمان است تا به عنوان مزیتی رقابتی، خود را با تغییر و محیط متغیر سازگار کند طی فرایند برنامه ریزی و توسعه استراتژی، سردرگمی در برابر درک شرایط محیط کار می تواند منجر به ناهمخوانی و ناسازگاری شود. با این دیدگاه، از برنامه ریزی به عنوان ابزار یادگیری برای فهم بهتر محیط کسب و کار یاد می شود.



● عدم توجه به وجه انسانی برنامه ریزی

برنامه ریزی، فرایندی انسانی است. برنامه ریزی خوب، توسط اشخاص یا تیم هایی صورت می گیرد که خود آنها متوازن و متعادل هستند. توازن به مفهوم برقراری تعادل بین قلب و خرد است. ضرورت این مسئله زمانی آشکار می شود که باور کنیم وظیفه برنامه ریزی، نگاه متعادل و متوازن به تمامی جنبه های احتمالی و سناریوهای گوناگون پیش رو است. باید به همه چیز توجه کرد. کسب و کاری که هدف اصلی آن سود رساندن به «تمامی ذینفعان» است، باید چشم اندازی فراتر از علاقه به کسب سود و غلبه بر رقبا داشته باشد.

سازمان نیز مانند محیط، هویتی جمعی واقعا زنده دارد. عاملی در لایه زیرین و پنهان سازمان وجود دارد که فراتر ار صورت های سود و زیان و دارایی های مادی، زمینه چرخش امور سازمان و اخذ انرژی لازم را فراهم می سازد. ایده های جذاب در سطوح سازمان، موجد و مولد انرژی تلقی می شوند. ایده ها، امواجی هستند که از دریای ذهن افراد پدید می آیند و سازمان را به حرکت وا می دارند. وقتی ایده های خوب با ارزش های جاری مشتریان پیوند خورده و تجلی می یابد، موقعیت سازمان تضمین می شود. یکنواختی کار و روزمرگی کار، کشنده فکر انرژی بخش و خلاق است. رفتار احترام آمیز طی فرایند برنامه ریزی استراتژیک، تفکر مشارکت جویانه و نوآورانه را ترویج و تشویق می کند.



● نتیجه

برنامه ریزی، فرایندی انسانی و پویاست که توسط اشخاص یا گروه ها شکل می گیرد. به همین علت باید از توازن و تعادلی همه جانبه برخوردار باشد؛ توازنی که مبتنی بر دل و اندیشه است و نگرشی کلان به مسائل و موضوعات دارد. نقش برنامه ریزی نیز پشتیبانی از یادگیری سازمانی و انعطاف پذیری سازمان است تا به عنوان مزیتی رقابتی، خود را با تغییرات و محیط متغیر سازگار کند. اساس برنامه ریزی استراتژیک و تعیین درست مسیر حرکت در محیط، درک صحیح و مطابق با واقع از محیط کسب و کار است.

اگر این درک از آغاز وجود نداشته باشد، تعاملی پویا و فعال با محیط، تعریف و ترسیم نخواهد شد. ریشه شکست برنامه ریزی در سازمان ها، دور کردن آن از فرایند یادگیری سازمانی و محدود ساختن آن به انجام پروژه هایی محدود و منزوی از جریان کسب و کار است. سازمان ها برای برون رفت از این معضل، باید موانع مسیر را بشناسند تا بتوانند اقدام به کنار زدن آنها کنند. استفاده از مبانی فکری و نظری مفاهیمی مانند عدم قطعیت که در فیزیک کوانتوم مطرح است، بخوبی می تواند دیدگاه انعطاف گرایانه و تلقی های نوآورانه را بر برنامه ریز های سازمانی تقویت کند.



سیما مهذب حسینیان
دکترای مدیریت استراتژیک
منبع
۱. Harris, Gerald. The Art of Quantum Planning: Lessons from Quantum Physics for Breakthrough Strategy, Innovation, and Leadership. Berrett Koehler Publishers, ۲۰۰۹.
این کتاب با مشخصات زیر اخیراً به فارسی ترجمه شده و انتشار یافته است:
هنر برنامه ریزی کوانتومی؛ ترجمه مسعود بینش و سیما مهذب حسینیان؛ انتشارات مرکز آموزش و تحقیقات صنعتی ایران؛ ۱۳۸۹.

امتیاز شما :
Bookmark and Share